خاطره ای درباره مهربانی و احترام به عقاید در مدارس

خرید بک لینک

درست در همین روز ها بود، در پارسال، یک روز سرد پاییزی تصمیم گرفتم به رفتار دانش اموزان در مدرسه دقت کنم.به چیز های جالبی برخوردم: در حیاط سرد و پاییزی مدرسه دانش اموزی با عجله به سمت کلاس خود میرفت که ناگهان پای او پیچ خورد و به زمین افتاد، تمام وسائلی که او در دست داشت داخل تجمع اب و گل کوچکی افتاد وخیس شد. دلم برای او سوخت تا خواستم به کمکش برم زودتر از من دانش اموزی که به او نزدیک تر بود با عجله بسیار به سمت او رفت و و را از زمین بلند کرد وسائلش را برداشت و با هم به سمت مدرسه رفتند شروع یک دوستی و صمیمیت بود ان زمین خوردن، انها بسیار با هم گرم گرفته بودند و به هم در تمام کارها کمک میکردند. در کلاس به گروه های دو نفره تقسیم شده بودیم، اکثر بچها با هم متهد بودند و به عقاید همگروهی خود احترام میگذاشتند اما یکی از گروه ها عقاید همگروهی خود را نمیپذیرفت و نظرات او را رد میکرد، او دختر بدی نبود اما این موضوعات را بسیار بی ادبانه به همگروهی خود منتقل کرد، همه کلاس منتظر یک دعوای اساسی بودیم اما در کمال ناباوری همگروهی ان دختر بسیار مودبانه نظر خود را اصلاح کرد و بار دیگر به ان دختر انتقال داد، همه در تعجب بودیم و بسیار از ان دانش اموز خرسند.
انروز و تمام روز ها در مدرسه ما مهربانی بود، احترام و صمیمیت بود، تقسیم میشدند خوراکی ها، توجه ها، دانش ها و...
برچسبها: احترام, اخلاق, ادب, صمیمیت

+ نوشته شده در ساعت &nbsp توسط صدف نیک فلاح |

خاطره ای درباره مهربانی و احترام به عقاید در مدارس...

ما را در سایت خاطره ای درباره مهربانی و احترام به عقاید در مدارس دنبال می‌کنید

برچسب: مهربانی, نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی